یه روز زمستونی با ماشینمون
سلام به همه دوستان گلم امروز یه روز خاص تو زمستون بود آخه داشتم میرفتم شهمیرزاد و بابا بهم گفت بخند من ازت عکس بگیرم من هم اینجوری ژست گرفتمو خندیم ...
نویسنده :
بابا کمال و مامان آتنا
12:20



